محل تبلیغات شما

<--306px-->
 نقد صمیمانه، وحدت‌طلبانه و انسان‌دوستانه‌ی مقاله‌ی استاد علی امیری از دیدگاه مجله‌ی اورال،  نقد صمیمانه، وحدت‌طلبانه و انسان‌دوستانه‌ی مقاله‌ی استاد علی امیری از دیدگاه مجله‌ی اورال،

نقد صمیمانه، وحدت‌طلبانه و انسان‌دوستانه‌ی مقاله‌ی استاد علی امیری از دیدگاه مجله‌ی اورال،

 نقد صمیمانه، وحدت‌طلبانه و انسان‌دوستانه‌ی مقاله‌ی استاد علی امیری از دیدگاه مجله‌ی اورال،

 

بخش دوم

بررسی علمی، ایدئولوژیک و انسانی مقاله‌ی استاد علی امیری

ما در مجله‌ی اورال با احترام به تلاش‌های علمی و دغدغه‌های اجتماعی هر پژوهشگر، بر این باوریم که نقد اندیشه‌ها و سنت‌ها باید در فضایی مبتنی بر همدلی، دقت علمی و آگاهی تاریخی صورت گیرد. مقاله‌ی استاد علی امیری درباره‌ی مذهب اسماعیلیه، هرچند در برخی نقاط بر پایه دغدغه‌های فکری نوشته شده است، اما از دیدگاه ما دارای کاستی‌هایی‌ست که می‌تواند در شرایط حساس امروز، به‌جای تقویت همگرایی، ناخواسته به واگرایی دامن بزند.

 

۱. کلی‌گویی و فاصله از دقت علمی

در تحلیل‌های علمی، تکیه بر داده‌ها، شواهد معتبر و تحلیل‌های دقیق یک اصل بنیادین است. اما متأسفانه در مقاله‌ی مورد نظر:

• از تعمیم‌های گسترده و جملات کلی به‌جای تحلیل عمیق استفاده شده است. به‌عنوان مثال، توصیف اسماعیلیه به عنوان “سازمان خیریه” یا اشاره به “انحطاط امامت” بدون شواهد مستدل، نه‌تنها دقت علمی ندارد، بلکه می‌تواند موجب سوء‌برداشت و برداشت‌های سطحی شود.

• ارجاع به منابع معتبر، که زیربنای یک گفت‌وگوی علمی‌ست، در این مقاله بسیار محدود است. ارجاع صرف به چند چهره‌ی تاریخی یا برخی نقل‌قول‌ها، برای بررسی یک مکتب دینی با هزار سال پیشینه، ناکافی به‌نظر می‌رسد.

• همچنین به‌کارگیری اصطلاحاتی مانند “بحران معنوی”، “گفتمان رقیب” یا “انحطاط نظری” بدون تبیین دقیق مفاهیم، بر ابهام مقاله افزوده و درک آن را برای خوانندگان غیرمتخصص دشوار می‌سازد.

 

۲. رویکرد ایدئولوژیک به‌جای رویکرد تحلیلی

ما بر این باوریم که نوشتارهایی که به بررسی مکتب‌ها و باورهای دینی می‌پردازند، باید با بی‌طرفی و تعادل همراه باشند؛ اما:

• مقاله‌ی استاد امیری پیش‌فرض‌هایی منفی درباره‌ی اسماعیلیه در خود دارد که فضای مقاله را از یک گفت‌وگوی علمی به یک نقد ایدئولوژیک و ارزش‌محور تبدیل کرده است.

• دستاوردهای فرهنگی، اجتماعی و علمی جامعه‌ی اسماعیلیه که در بسیاری از مناطق، از جمله افغانستان، نقش مهمی در رفاه، آموزش، سلامت و معیشت مردم داشته‌اند، در این مقاله نادیده گرفته شده است. در حالی‌که نهادهای اسماعیلی سال‌هاست خدماتی انسانی و بدون تبعیض به جوامع ارائه می‌کنند که نمونه‌ی آن‌ها در سایر نهادهای مذهبی، کمتر دیده شده است.

• زبان تحریک‌آمیز در توصیف برخی موضوعات، مانند اشاره به “زندگی اشرافی امام” یا “مالیات شرعی”، نیز باعث کاهش فضای گفت‌وگوی محترمانه می‌شود و می‌تواند ذهن خواننده را به‌سمت قضاوت و تخریب سوق دهد، نه پرسش‌گری و اندیشیدن.

 

۳. بی‌توجهی به حساسیت موضوع تکفیر و تجربه‌ی رنج مذهبی

در شرایطی که پیروان اسماعیلیه در افغانستان و برخی نقاط دیگر، با تهدید، تبعیض و حتی تکفیر مواجه‌اند، هرگونه نقد عمومی بدون لحاظ این زمینه‌ها، می‌تواند آسیب‌زا و خطرناک باشد:

• مقاله به تاریخ خشونت و ظلم علیه اسماعیلیان اشاره‌ای نمی‌کند؛ گویی این جامعه‌ی کهن هیچ‌گاه قربانی تعصب و افراط نشده است. این نادیده‌گرفتن، نه‌تنها ناعادلانه است، بلکه همدلی انسانی و اخلاقی را نیز تضعیف می‌کند.

• برخی ادعاهای مطرح‌شده در مقاله، به‌ویژه در مورد مسائل مالی یا جایگاه امام، پتانسیل آن را دارند که توسط جریان‌های تکفیری مورد سوءاستفاده قرار بگیرند و به تهدیدات بیشتر علیه جامعه‌ی اسماعیلیه دامن بزنند.

• از نگاه ما، نویسنده محترم باید مسئولیت پیامدهای اجتماعی و انسانی نوشته‌ی خود را نیز بپذیرد. به‌ویژه در چنین فضای پرتنش و تاریخی، قلم می‌تواند هم شفابخش باشد، هم زخم‌زننده.

 

۴. برخورد ساده‌انگارانه با شخصیت ناصرخسرو

ناصرخسرو نه‌تنها یکی از بزرگ‌ترین شاعران و متفکران زبان فارسی‌ست، بلکه شخصیتی است پیچیده، با آرا و آموزه‌هایی که در دل تحولات سیاسی و مذهبی قرن پنجم هجری شکل گرفته‌اند.

• مقاله استاد امیری به‌صورت سطحی به نقش ناصر خسرو می‌پردازد، بدون تحلیل عمیق از زمینه‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن عصر.

• نادیده‌گرفتن ابعاد فلسفی، عرفانی و اخلاقی آثار ناصر خسرو، جایگاه او را به‌نحو نادرستی کوچک می‌سازد و از درک کامل تفکر اسماعیلی در آن دوران جلوگیری می‌کند.

فشرده  مجدد: دعوت به بازنگری و گفت‌وگوی همدلانه

مجله اورال ضمن احترام به دغدغه‌های استاد علی امیری، بر این باور است که مقاله‌ی ایشان در حال حاضر، با توجه به شرایط سخت پیروان مذهب اسماعیلیه در افغانستان، نه‌تنها فاقد دقت علمی و تحلیل تاریخی کافی‌ست، بلکه می‌تواند ناخواسته به افزایش فشار روانی، اجتماعی و حتی امنیتی بر یک جامعه‌ی مذهبی در معرض خطر منجر شود.

بنابراین، ما از تمام اندیشمندان، نویسندگان و پژوهشگران تقاضا داریم که:

• در هنگام نگارش مطالب مذهبی، از ابزارهای علمی، تاریخی و اخلاقی با نهایت دقت استفاده کنند.

• از زبان تنش‌آفرین و ارزش‌داوری‌های مطلق پرهیز نمایند.

• و با در نظر گرفتن وضعیت شکننده‌ی اقلیت‌های مذهبی در منطقه، به تقویت وحدت، گفت‌وگو و درک متقابل کمک کنند.

در این راه، مسئولیت قلم، مسئولیت انسان‌دوستانه‌ای‌ست.

مطالب بیشتری در این بخش